دسته
وبلاگ دوستان
وبلاگ من در جوان بلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 0
تعداد نوشته ها : 56
تعداد نظرات : 91
Rss
طراح قالب
 باران که بزندتازه آسمان می‌شود

عین این دل من،

بی‌ستاره و مه‌آلود،

آنوقت این دل بی‌همراه

می‌خواهد که بخواند

نمناک، چون نوای باران؛

می‌خواهد که آواز در آواز باران بیفکند،

چندان که آسمان هم نداند؛

این نوا از کدامین برآمده!

به‌گاه رعد اما،

سکوت می‌کند این دل،

که شهرآشوب نمی‌داند!!!

 

دسته ها :
چهارشنبه بیست و هفتم 6 1387 12:34
اگر دریای دل آبی‌ست..تویی فانوس زیبایش..
اگر آینه یک دنیاست..
تویی معنای دنیایش


تو یعنی دسته‌ای گل را....
ز آن سوی افق چیدن

تو یعنی پاکی باران....
تو یعنی لذت دیدن...
تو یعنی یک شقایق را ...
به یک پروانه بخشیدن...
تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن..

تو یعنی یک کبوتر را
ز تنهایی رها کردن...
خدای آسمان‌ها را... به آرامی صدا کردن...

تو یعنی مثل نیلوفر همیشه مهربان بودن..
تو یعنی باغی از مریم...
تو یعنی کهکشان بودن....

تو یعنی چتری از احساس برای قلب بارانی
تو یعنی پیک آزادی....
برای روح زندانی...

تو یعنی در زمستان‌ها... به فکر پونه افتادن.
تو یعنی روح باران را...متین و ساده بوسیدن...
و یا در پاسخ یک لطف... به روی غنچه خندیدن...

اگرچه دوری از اینجا...تو یعنی اوج زیبایی...
کنارم هستی و هر شب ... به خوابم باز می‌آیی...
دسته ها :
چهارشنبه بیست و هفتم 6 1387 12:21
X